قایم موشک و مهمونی پاگشایی
❀❀❀ بنام خدا ❀❀❀ ๑ سلام مامان جون الهی من قربون قایم موشک بازی کردنت برم ، دیشب برای اولین بار باهم قایم موشک بازی میکردیم اول من چشم گذاشتم و قرار شد که تو بری قایم شی، هنوز تا 10 نشمرده بودم می پریدی و می اومدی جلوی من و ذوق می کردی بهت میگفتم نباید بیای، برو قایم شو باز هم همون کارو میکردی و کلی هم میخندیدیم وقتی قرار شد تو چشم بذاری و من برم قایم شم، زودی دستاتو از رو چشمات بر میداشتی و با اینکه دیده بودی من دارم کجا قایم میشم ولی باز هم وقتی پیدام میکردی جیغ می زدی و میزدی زیر خنده، چنان بدو بدو فرار می کردی که من بیام دنبالت وای...




